X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 30 اسفند 1391

نوروز و سال نو

با نام و یاد حضرت حق

درود بر شما دوستان عزیز

باز هم پایان اسفند و باز هم آغاز فروردین . سال 91 با همه فراز و نشیب ها و کمی و کاستی هایش رخت بر بست و جای خودشو داد به سال 92 . تصمیمات غیراصولی و غیر منطقی در عرصه مناسبات بین المللی و برخی محدودیتهای اجتماعی داخلی و فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم ها و تعارضات جامعه بین الملل و تورم و گرانی های بی سابقه ماههای اخیر جز درماندگی ، استیصال و نگرانی بیش از پیش شهروندان این مرز پرگهر هیچ نتیجه ای دیگر نداشته است .

امیدواریم با آغاز سال 92 و تجدید نظر اصولی در تصمیمات کلان بتوانیم شاهد بهبود رفاه و آسایش حداقلی برای همه ی ایرانیان باشیم .
شاد باشید ، یا حق .


شنبه 14 بهمن 1391

ارزش پول ملی

برای واژگون کردن اساس یک مملکت ، هیچ وسیله ای ظریف تر و مطمئن تر از کاهش ارزش پول رایج نیست .

تنزل ارزش پول رایج ، تمام نیروهای پنهان اقتصادی را در راستای نابودی بکار می گیرد و این عمل را به گونه ای انجام می دهد که حتی یک نفر از میان میلیون ها نفر هم متوجه آن نمی شود .

جان مینارد کینز ( 1883-1946 )

اقتصاددان برجسته قرن بیستم




شنبه 14 بهمن 1391

مطلبی درباره ی سرود بهاران خحسته‌باد

در کشور ما ایران و حتی در بین ایرانیان خارج از کشور کسی یافت نمی شود که تاکنون در بهمن ماه سرود انقلابی " بهاران خجسته باد " را نشنیده باشد . بسیاری از ما ایرانیان سابقه و قدمت این شعر را 20 یا 30 سال پیش و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی می دانیم ، اما حقیقت چیزی دیگر است .

ابتدائن اشاره می کنم این شعر در سال 1961 و چند هفته پس از قتل پاتریس لومومبا ( مبارز آزادیخواه و رهبر جنبش آزادیخواه کنگو ) سروده شد . سراینده ی این شعر سرهنگ عبداله بهزادی ( از اعضاء حزب توده و نماینده ی وقت مجلس ) بود و انگیزه ی ایشان از سرودن این شعر ابراز همدلی و همدردی با بانو " پاولین لومومبا " همسر پاتریس لومومبا بود . البته اندکی پس از ایشان فریدون مشیری نیز در سروده ی " اشکی بر گذرگاه تاریخ " این رویداد تلخ را به قلم کشیده بود :

« قرن ما ، روزگار مرگ انسانیت است .

سینۀ دنیا ز خوبی‌ها تهی‌ست .

صحبت از  آزادگی ، پاکی ، مروت ابلهی‌ست .

صحبت از « موسی » و « عیسی » و « محمد » نابجاست ،

قرن « موسی چمبه » هاست . . .»

اما پاتریس لومومبا که بود ؟ پاتریس لومومبا رهبر جنبش آزادیخواه کنگو و سیاست‌مدار و اولین نخست‌وزیر کشور کنگو بود . وی بدلیل مبارزات ضد استعماری اش پس از نزدیک 10 هفته نخست وزیری طی توطئه‌ی سیا و دولت بلژیک توسط رئیس جمهور وقت کنگو عزل و پس از آن متواری گشت ، اما سرانجام دستگیر و پس از مدتها تحمل زندان و شکنجه های متعدد به همراه دو تن از وزرای وفادارش به دستور سرهنگ موبوتو سه سه سه کو ( دیکتاتور کنگو ) و به دست مزدوران موسی چمبه ( سردسته جدایی طلبان کاتانگا ) تیرباران گردیده و جسدشان قطعه قطعه گردید و در اسید انداخته شد و بقایای اجساد هم در آتش سوزانده شدند .

مرگ فجیع و مظلومانه ی پاتریس لومومبا و همراهانش ، تأثیر خود را بر ادبیات و از جمله در شعر شاعران معاصر ایرانی در قالب سروده های توأم با همدردی و حس همبستگی انسانی نشان داد .

اما شعر " بهاران خجسته باد " از سرهنگ دکتر عبداله بهزادی چند هفته‌ بعد از کشته شدن پاتریس لومومبا ، اولین اظهار همدردی و همدلی یک شاعر ایرانی درباره ی مرگ این مبارز انقلابی بود . شاعر در بخشی از شعر که حامل پیام اصلی شعر است و ما تاکنون ندیده و نشنیده ایم می گوید :

" به بانوی سوگوار ، که در ماتم شهید

بنالید و زان نوا ، دل عالمی تپید

بهاران خجسته‌باد "

سال‌ها بعد پس از سرودن این شعر توسط عبداله بهزادی ، کرامت دانشیان با ابیاتی از این شعر و با صدای دلنشین خود سرودی می سازد که حتی دانش آموزانش در روستایی از توابع لالی خوزستان نیز به خواندن آن بجای سرود ملی شاهنشاهی اقدام می کنند . پس از دستگیری و اعدام کرامت دانشیان و خسرو گلسرخی در 29 بهمن 52 به جرم اقدام علیه امنیت کشور ، دوستان و همراهان این دو مبارز به پیشنهاد پدرام اکبری تصمیم به بازخوانی این سرود انقلابی می گیرند و با سختی های فراوان و با حداقل امکانات موجود آن روزها ، این سرود را در روز 25 بهمن ماه 57 ساخته و در 29 بهمن ، مصادف با سالروز اعدام کرامت دانشیان و خسرو گلسرخی از رادیو و تلویزیون پخش می شود .

خوانندگان این سرودی که ما سالهاست می شنویم فرهاد مافی ، عبداله قهرمانی ، علی برفچی ، پدرام اکبری ، ابوالفضل قهرمانی ، حسن فخار بوده و آهنگسازی این اثر را اسفندیار منفردزاده و ضبط آن را رحیم شبخیز در منزل شخصی منفردزاده عهده دار بوده اند .

واقعیت این است که این شعر به همسر پاتریس لومومبا هدیه ، و در تسلا و همدردی با او سروده شده بود . شاید همسر داغدار آن رهبر انقلابی فقید ، هیچ زمانی از این همدلی شاعر ایرانی آگاه نشده باشد ، اما همین چند بیت از بهمن ماه سال پنجاه و هفت  تا امروز سرود انقلاب ما بوده و هست .


آخرین تصویری که جهانیان از پاتریس لومومبا دیدند

سه‌شنبه 22 بهمن 1387

آب زنید راه را ...

بالاخره روز موعود فرا رسید . خبری که منتظرش بودیم شنیده شد . نه تنها من ، بلکه بسیاری مانند من .

شاید قسمت این بود که من این یخ زدگی قلمم و غبار گرفتگی وبلاگم بعد از مدتها را با خبر حضور خاتمی بشکنم . شاید قسمت این بود خاتمی نیز بسیاری چیزها را با حضور سبزش بشکند .

چند روزیست که ماجرای آمدن خاتمی را با جزئیات دنبال می کنم . با وجودی که از یک ماه پیش ، نوید آمدنش را از دوستان عزیزم دکتر شجاعپوریان و جناب مزروعی شنیدم و پس از آن بارها و بارها این صفحه را باز کردم تا درباره اش بنویسم اما به هر دلیلی آن را بستم . نمی توانم شادی خود را از آمدنش پنهان کنم . اعتقاد دارم که چنین سرمایه اجتماعی بزرگی نباید بماند برای روز مبادا و هیچوقت از آن استفاده نشود .

خاتمی آبرو و تمام سرمایه اجتماعی اش را به میدان آورده و شایسته تحسین است و تقدیر . خاتمی با بزرگترین ریسک ممکن وارد بازار سترگ و سختی شده است.  همه می دانیم که چهار سال آتی کمتر از چهار سال ِ پس از یک جنگ نیست . سایه تحریم ، روابط سست و ضعیف با غرب ، بحرانهای اقتصادی و قیمت پایین نفت ، انتظارات برآورده نشده از نوع سهامی عدالتی ، برنامه های غلط ، نیمه تمام و هزینه بر و … همه و همه دستاورد هرکسی است که بخواهد دور آتی در مسند امور باشد . صبر و ثباتی می طلبد بودن در این فضا .

جمعه 4 مرداد 1387

خواستن :

در پشت چارچرخه فرسوده ای ، کسی خطّی نوشته بود : " گشتم نبود ! نگرد ، نیست ! "

اما اکنون ، اگر خسته ای بمان و اگر خواسته ای بدان : ما را تمام لذت هستی به جستجو ست .

پویندگی تمامی معنای زندگیست .  هرگز "نگرد ! نیست" سزاوار مرد نیست .
آنگاه که تقدیر واقع نگردید از تدبیر نیز کاری ساخته نیست

خواستن اگر با تمامی وجودوبا بسیج تمامی اندام و نیروهای روح وبا قدرتی که در آن صمیمیت است تجلی کند
اگر همه هستی مان را یک خواهش کنیم
یک خواهش مطلق شویم
و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از یقین و امید و ایمان بخواهیم قطعا پاسخ خواهیم گرفت.

دوشنبه 28 آبان 1386

دوباره

 

معبودا ! وجودم سرشار از عشق تو می شود آنگاه که به شکرانه نعمتهایم پیشانی بر خاک می سایم و دست نیاز به سویت رها می کنم . نیلوفران جانم طریق وصل تو را می جویند ، می خواهند که تنها تو را ببینند و تنها به تو نازند . پس چه زیباست لحظه دیدار تو و چه باشکوه هست ترنم دلنواز سرودن تو .

سلام . بعد از ۵ ماه غیبت باز هم میخوام آپ کنم . البته مطلب خاصی برا نوشتن ندارم . واقعا ندارم اما دیگه نمیشه که هیچ آپی این وسط نباشه . فعلا علی الحساب این آپ رو داشته باشید تا بعد ...

شنبه 12 خرداد 1386

باز هم شکست پرسپولیس !!!

 

مهربانا !

ای خدایی که عطر بهار از تکرار نام تو تراوش می شود و قلب ها از یاد تو همواره گوارا و با طراوت باقی می مانند ، دل ما را چون بهار مهرجویانت ، از می لطف خویش مست گردان و فصل بیداری را بر وجودمان آشکار ساز که ما تنها به عنایت تو دل بسته ایم و تنها به رحمت و بخشش تو امید داریم .

 

سلام . امیدوارم آدینه خوبی رو سپری کرده باشید و هفته خوبی پیش رو داشته باشید و با عرض تسلیت فرارسیدن سالروز رحلت بنیانگذار انقلاب و گرامیداشت یاد و خاطره شهدای قیام خونین پانزده خرداد .

 

حس و حال خوبی ندارم . دست و دل خوشی برا نوشتن نیست . بعد از پایان تلخ اون لیگ لعنتی و سومی پرسپولیس ، دل خوش کرده بودیم به جام حذفی . این چند روزه همه فکر و ذکرمون معطوف این بازی بود و نتیجه ای که ممکن بود به دست بیاد . اما متاسفانه انگار طلسم بدشانسی های پرسپولیس حالا حالاها پایداره ، پرسپولیس و پرسپولیسی هایی که ٦ ساله در حسرت یه جام موندن . چه میشه کرد ؟ کیو باید مقصر دونست ؟ این عدم نتیجه گیریها رو باید گردن کی انداخت ؟؟؟ چقدر بازیکن از دست دادیم ؟؟؟ چقدر لطمه خوردیم از رفتن اونها ؟؟؟ من و امثال منی که هیچی از فوتبال سرمون نمیشه اینو فهمیدیم اما اون بالا نشینایی که داعیه مدیریتشون به آسمون رسیده اینو نفهمیدن یا اگه هم فهمیدن هیچ اقدامی نکردن و باید جوابگو باشند . چرا حامد رفت ؟ چرا کاظمیانو انداختین بیرون ؟ چرا بهروزو خونه نشین کردین ؟؟؟ آقایان ! سابقه نداشته پرسپولیس ٤ تایی بشه ها ، که متاسفانه با سیاستهای غلط شماها این چیزا را هم می بینیم . 

بابا ، یکی نیست به اینا بگه اینقد رو اعصاب مردم راه نرین ؟ ایهاالناس !!! همه ورزش نویسان به این نکته اتفاق نظر دارند که از روزی که کریم باقری از هافبک به دفاع کوچ کرده ، شیرازۀ پرسپولیس از هم پاشیده . چرا اینا نمی فهمن ؟ چرا به جای اون خریدای الکی و این همه پول هدر دادن ، یه مدافع درست حسابی نمیارن ؟؟؟

یکصد هزار نفر تماشاگر !!! آقایان ، شوخی نیست ، به خدا باید پس بدین ، باور کنید . میدونید امروز چقدر از اون جوونا گریون رفتن خونه ؟؟؟ کی باید جواب بده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پ. ن : شانس آوردیم که عماد رضا رو نداشتن وگرنه از فصل دیگه فریاد ٦ تایی ها رو زیاد می شنیدیم !!!

پنج‌شنبه 19 شهریور 1383

وجه تسمیه گناوه

 

در خصوص وجه تسمیه گناوه اسامی مختلفی در منابع قدیم ذکر شده است . مانند : گناباد ، گنفه ، جنابه، حنفه و جنابا  .

برخی از مورخان قدیم بنای این شهر را به جنابه بن طهمورث دیوبند از پادشاهان یکی از سلسله های پیشین نسبت داده اند . هرچند اثبات این ادعا بسیار مشکل و غیر ضروری می نماید ولی این امر خود نشانه ای از قدمت تاریخی گناوه است .

اما در خصوص قدمت گناوه باید گفت که این شهر در هزاره  دوم یا اول قبل از میلاد وجود داشته و جزء قلمرو عیلام بوده است ، زیرا قلمرو عیلام از سمت جنوب تا ریشهر( بوشهر کنونی ) امتداد داشته است .

پادشاهان معروف عیلامی در دوران طلائی تمدن عیلام در مناطقی بین ریشهر و جنابا، معابد و بناهائی چند احداث کرده بودند .

گناوه در دوره ساسانی جز کوره ( خوره یا ولایت ) ارجان ، غربی ترین ولایت یا کوره پنجگانه فارس بوده است .

این شهر در دوره ساسانی بندری آباد و پررونق بوده و دلیل این ادعا این است که : در سال 18 قمری ، در زمان خلافت عمر، خلیفه دوم و هنگامی که این شهر در جریان سقوط امپراطوری ساسانی توسط عثمان ابن ابی العاص ثقفی محاصره شد ، مردم گناوه توانستند با پرداخت چندین هزار اوقیه ( برابر7.5 مثقال ) طلا به عنوان مال المسالمه ، با مسلمین قرارداد صلح امضا کنند .

این مطلب خود نمایانگر رونق و آبادانی بندر گناوه در دوران قبل از اسلام به خصوص دوران ساسانی بوده است .

 

پنج‌شنبه 19 شهریور 1383

کنکاشی درتاریخ تمدن و فرهنگ گناوه


شهرستان گناوه با مساحتی حدود ۲۰۴۴ کیلومترمربع در ساحل شمالی   خلیج فارس در طول شرقی ۷۷ و عرض شمالی ۳۰ واقع شده است.
این شهرستان که در فاصله ۱۶۵ کیلومتری شمال غربی بوشهر قرار دارد شامل دو بخش مرکزی و ریگ میباشد که با ارتفاع  ﭙنج متر از سطح دریا  دارای دو دهستان به نامهای حیات داوود و رود حله است که درکل حدود چهل ﭙارچه ﺁبادی را در بر می گیرد .

بندر گناوه کنونی در نزدیکی خرابه های شهر قدیمی و با عظمت گناوه باستانی قرار دارد که اکنون جز خرابه های از یاد رفته آن چیزی بر جای نمانده است. 

  • جمعیت این شهر بدون توابع آن بالغ بر ۷۰ هزار نفر میباشد .
  • این بندر که در کناردریا واقع گردیده  بوسیله خور به دریا وصل میشود .
  • آب و هوای این شهر گرم و مرطوب است و بارندگی سالانه آن ناچیز میباشد .
  • محصولات مهم کشاورزی آن غلات و خرماست .
  • شغل اصلی مردم این بندر ماهیگیری و مبادله کالا و داد و ستد با کشورهای حوزه خلیج فارس میباشد .
  • لنج سازی از صنایع دستی این شهر به شمار میرود .
  • گبه اصیل شول ﴿ روستایی از توابع شهرستان﴾ از صادرات عمده گبه به کشور آلمان است و شهرت جهانی دارد .